صاحبدلان
اگرتنها ترین تنها شوم بازهم خداهست اوجانشین تمام نداشته هاست...
دوستی ها کمرنگ امّت همه در باطل و حق تنها بود یک فاطمه(س) یار و یاور مولا بود پهلوی شکسته، عُمر کمُُ، روی کبود... تفسیر علی دوستی زهرا(س) بود چه تلخ محاكمه مي شود پاييز! و زمستان كه براي جان دادن به درخت،جان ميدهد و چه نا عادلانه كمي آن سوتر همه چيز به اسم بهار تمام ميشود...! بوی باران ،بوي سبزه ،بوی خاک شاخه های شسته باران خورده پاک آسمان آبی و ابر سپید برگهای سبز بید عطر نرگس رقص باد نغمه شوق پرستوهای شاد نرم نرمک می رسد اینک بهار خوش به حال روزگار... خوش به حال چشمه ها و دشتها ش به حال دانه ها و سبزه ها ش به حال غنچه های نیمه باز خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز خوش به حال جام لبریز از شراب خوش به حال آفتاب ای دل من گرچه در این روزگار جامه ی رنگین نمی پوشی به کام باده ي رنگین نمی بینی به جام نقل و سبزه در میان سفره نیست جامت از آن که می باید تهی است ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم ای دریغ از ما اگر کامی نگیری از بهار گر نکوبی شیشه ی غم را به سنگ هفت رنگش می شود هفتاد رنگ
بی کسی ها پیداست
راست گفتی سهراب،
آدم اینجا تنهاست…
| Design By : Pars Skin |


